پارسا پارسا ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره
مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

پارسا و مهرسا

بیست و یک ماهگی و یک خداحافظی...

1391/8/14 23:48
نویسنده : مامان
300 بازدید
اشتراک گذاری

خداحافظ  ای یار دیرین من   خداحافظ ای ...

من در آخرین روز از بیست و یک ماهگیم با شیر مادرم خداحافظی کردم

این ماه برای من اتفاقات زیادی رخ داد ،سفر های زیادی رفتم ،یک شعر دیگر یاد گرفتم و جملات زیادی میگم که بیشترشان سوالی میباشد

شعر دیگری که یاد گرفتم این است :

یک توپ دارم قلقلیه     سرخ و سفید و ابیه      میزنم زمین هوا          نمیدونی تا کجا       من این توپ رو نداشتم

بابام بهم عیدی        یک توپ قلقلیه

که البته من این شعر رو با اجرای نمایش میخونم 

 مامانم هم یک حس بدی داشت که چرا بچه اش در این مملکت زندگی میکند و این شعر را که در تمام دوره ها به بچه ها یاد دادند ،بچه اش بلد نیست و سریع بعنوان دومین شعر به من آموخت!

اما جملات سوالی که من در طول روز شاید ده ها بار میپرسم

چی بود؟     کی بود؟    چی میخوام؟     و سوالاتی به همین شکل

اما داستان خداحافظی من با شیر مامان

دکترم به مامانم گفته بود 21 ماه کافی برای شیر خوردن و مامانم هم قبول کرد

چند روز اول یعنی از روز 9 ابان تا 12 ابان در طول روز من شیر نخوردم و تا بهانه میگرفتم با من بازی میکردند و من هم که بچه سریع حواسم پرت میشد و گاهی هم که بی حوصله میشدم خودم میرفتم رو زمین و میگفتم خوابید

اما از شب 12 ابان من حتی در شب هم شیر نخوردم

و این طوری شد که روز 13 ابان من کلا دیگه شیر مامانم را نخوردم  دقیقا اخرین روز 21 ماهگی

این ماه از نظر کلامی رشد چشمگیری داشتم اما هنوز هم یک سری لغات را برعکس میگم

بیسوکیت   بیسکویت  ،  سوخار    سوراخ   ،  زومانه    روزنامه،   سامانی   ساندویچ،نمیدونم با این همه کتابی که میخونم چرا هنوزم بعضی لغتها را برعکس میگم!

  

اما این خاطرات هم میگذرند و من به این روزها خواهم خندید 

پ. ن:در این مدت که من در ترک شیر خوردن بودم مامانم بیشتر از من گریه میکرد و دلش میخواست به من شیر بده  و بابای مهربانم زحمت خواباندن من را میکشید و خیلی خسته شد

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مامان قند عسل
15 آبان 91 0:20
چه پسر خوبی.خیلی نازی. عزیزم خصوصی داری.
خاله سمیرا
15 آبان 91 15:42
دیگه مرد شدی خاله برای خودت. مبارکه
مامان الهه
15 آبان 91 16:19
وای دلم گرفت حتی فکرش هم برام سخته
شقایق(مامان محمد ارشان)
15 آبان 91 20:02
:دیگه ماشالا مرد شدی خاله جون
سمانه مامان پارسا جون
16 آبان 91 17:33
سلام پس پارسا کوچولوی شما هم مثه پارسای ما دیگه مستقل شد مبارکه عزیزم ولی واقعا واسه مادر خیلی سخته منکه خیلی داغونم
محبوبه
17 آبان 91 17:10
جانم، همه رقمه مردی شده واسه خودت. سمیه جون منم رها رو همین حول و حوش از شیر گرفتم. قبول دارم که واسه مامانا سخت تر می گذره. ببوسش برام.
سمیه مامان رها
17 آبان 91 22:28
وای سمیههههههههههههه الان به نظرم شاخ غول رو شکوندی.... خیلی برام سخته من اصلا طاقتشو ندارممممم به هر حال چاره ای نیست واین نیز بگذرد
marmarbanoo
20 آبان 91 15:38
somaye jan khaste nabashi ...dige az prose shir dadan rahat shodi mashala b parsa k har rooz agha tar az dirooze
مامان کوثری
21 آبان 91 23:07
از وبلاگ جدید نی نی مد دیدن کنید نظر بدین و عکس نی نی فشن های خودتون رو برامون بفرستین تا تو وبلاگ بگذاریم و همه از تیپ و مدل لباس هاشون لذت ببرن و استفاده کنن http://ninimod.niniweblog.com/
فاطمه مامان امیرعلی
25 آبان 91 13:44
پس چرا اینقدر زوووود؟؟؟
دلیلش چی بود؟؟
چه سه چرخه خوشگلی.


دكترش گفت 21 ماه كافيه
سمیرا مامان آنیتا
29 آبان 91 14:12
به سلامتی مرد کوچک
مامی سمی
6 آذر 91 14:47
الهی پارسا گل گلی تو چه نازی آفرین به صبر تو عزیزم دلم گرفت من هم شیر آریا جون رو کم کردم آخر دو سالگی قطع می کنم به امید خدا